شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
به ديدهء انصاف بنگريم 26
نفثة المصدور ( فارسى )
بر صيغههاى مبالغهء معهودى كه در درستى استعمال آنها چونوچند و گفتوگويى نيست ، رجحان داد ، خاصّه آنكه اين قاعده خود مربوط به زبان عربى است ، و در آن زبان نيز مطّرد نيست « 1 » . 16 - [ ص 39 سطر 1 ( يا ايها الّذين آمنوا ، خذوا حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعا ) اگرچه ايراد اين مطلب ربطى بمتن كتاب ندارد امّا لازم بود براى اينكه ثبات با ثبات اشتباه نشود توضيحى در آن مورد داده ميشد چون احتمال ميرود كه جمعى از خوانندگان علت منصوب بودن « ثبات » را درست ملتفت نشوند خود را ناگزير از شرح و توضيح ميداند و آن اينست كه ثبات ( بضم ثاى مثلث ) جمع ثبه است و آن در اصل ثبى بر وزن صرد بوده بمعنى دسته ، فوج يا را حذف كردهاند و عوض آن ( ها ) الحاق نمودهاند و در جمع آن ثبات گويند بر وزن قضات و علت منصوب بودنش ظاهرا بمناسبت اينست كه حال است . عدّهاى از عوام الناس آن را بمعنى پايدارى و استقامت گرفته و نميدانند كه آنچه بدين معنى باشد بفتح ثاى مثلث و مصدر ( ثبت ) است . ] از آن قاضى بصير به غايت سپاسگزار بايد بود كه از سر انصاف اقرار دادهاند : [ ايراد اين مطلب ربطى به متن كتاب ندارد ] و باز از عين شفقت ! و محض بهآموزى ! [ خود را ناگزير از شرح و توضيح ] دانسته ! و چنان كه در ذيل شمارهء 18 اشارت فرمودهاند ، براى آنكه [ افادت و افاضت به حدّ كمال ] برسد ! بىمنّت و ضنّت ! اين مايه افادت صرفى و نحوى را به خوانندگان مقالت خود ارزانى داشتهاند . بىمناسبت نمىنمايد كه در اين مقام به عموم فضلايى كه به مهمّ تصحيح انتقادى متون قديم دستاندركارند ، توصيه و تأكيد شود ! كه از اين پس به حكم آن معلّم فاضل ، در هر عبارت صحيح و مفهوم - هرچند به متن كتاب مربوط نباشد - [ خود را
--> ( 1 ) - در شرح الاشمونى ، جلد 2 ، صفحهء 397 ، در مقام بيان شروط استعمال مصدر در معنى نعت آمده است : « . . . وقوع المصدر نعتا - و ان كان كثيرا - لا يطرد ، كما لا يطرد وقوعه حالا ، و ان كان اكثر من وقوعه نعتا . . . » نيز ، رجوع شود به : تسهيل الفوائد و تكميل المقاصد ، تأليف ابن مالك طائى نحوى ، مبحث نعت ، نسخهء خطى كتابخانهء مجلس شوراى ملى ، بشمارهء 4843 .